هدف فعلی جنبش سبز چیست ؟

همه ايرانياني که خودشان را براي هجدهم تير آماده کرده اند نشانه هاي ترس حکومت اسلامي را ميبينند.
سرويس پيامک دوباره قطع شد.
فردا و پس فردا(فکر کنم)تعطيل اعلام شد.
و رئيس راهنمايي و رانندگي به مردم توصيه کرده به مناطق خوش آب و هوا سفر کنن.

الان داشتم حرفهاي يکشنبه(14تير)  محسن سازگارا رو گوش ميکردم.
ابتداي بحث ايشون عنوان کردن که هدف از جنبش رياست جمهوري ميرحسين موسوي و پايين کشيدن کودتاچيان و مجازات اونهاست و هر حرفي غير از اين باعث تفرقه افکني بين مردم ميشه
اين حرف من رو وادار کرد که واکنش نشون بدم و حرف دلم رو بزنم و نظر شخصيم رو بگم.
اين روزها هر کجا که بريد اين سوال اساسي مطرح ميشه که هدف ما از اين جنبش چي هست و مردم چه چيزي ميخوان.
راجع به اين سوال اساسي بعد از هجدهم تير کاملن بحث خواهيم کرد.
متاسفانه و متاسفانه آقاي سازگارا که رسانه اي براي خودشون ترتيب داده اند و مردم را در اين وانفسا ياري ميکنن با اين حرف ضربه بزرگي به نهضت وارد کردند.
و خودشان باعث تفرقه بين مردم شدند.
وقتي ما ميگوييم يک شخص بدون هيچ انتخاباتي رئيس جمهور شود، جمهوري زير سوال ميرود و ميتوان نام آن را کودتا هم گذاشت.
فکر کنم همين الان که دارم اين مقاله رو مينويسم صدا و سيما داره تيکه فيلمهاي محسن سازگارا رو در مياره و يک برنامه به نام کودتاي مخملين درست ميکنه.
آقاي سازگارا شما با استناد به کدوم انتخابات و سرشماري فهميديد که آقاي ميرحسين موسوي پيروز انتخابات بوده اون هم دور اول و بدون چون و چرا.
و حالا ما بايد حقش ايشون رو بهشون پس بديم.
اين حرف شما توهين به مهدي کروبي و محسن رضايي و ميليونها راي دهنده به اين دو کانديداي انتخابات است.
نهضت سبزي که ما امروز شاهد آن هستيم از تمام کساني تشکيل شده که در اين انتخابات رايشان به حساب نيامده.
پس هدفي که اين نهضت فعلن بايد دنبال کند فشار برای ابطال انتخابات و برگزاري يک انتخابات سالم است.

Advertisements
  1. سلام دوست عزیز.
    منم با تو کاملا موافقم.ما باید یه کاری کنیم که انتخابات باطل شه نه برای براندازی حکومت وقت خودمون رو تلف کنیم!

  2. تشکیل » شورای سخنگویان جنبش سبزملت ایران »

    چرادر شرایط کنونی تشکیل» شورای سخنگویان جنبش سبزملت ایران» ضروری است ؟؟؟؟؟……

    قسمت اول:
    پیش ازبرآمد پر فروغ جنبش سبزدرایران ،بالغ بردودهه تلاش وکوششهای
    عدیده ازسوی احزاب وسازمانها وچهره های سیاسی برای رسیدن به نوعی از اتحاد عمل» جبهه ای «یا «شورایی «و….. به هدف الترناتیو سازی صورت گرفت که هیچیک موفق نبود .
    / جدایی روشنفکرمابانه ازمردم وعدم درک خواسته های واقعی آنها / تنگ نظری های ایدئولوژیک وسیاسی تشکیلاتی//فزون خواهی های هژمنیستی/ باورهای ضد پلورالیستی/ کم وبی ارزش انگاشتن ورود به اتحادعمل های آکسیونی بدون انگ حزبی/ و…..علل اساسی شکست این پروژه ها بود که هرگز دچار نقد جدی وخانه تکانی فکری قرارنگرفت .
    ناامیدی ودلسردی از این روند های منجمد شده ،موجب جدایی کادر ها و اعضا وهواداران ازاین سازمان ها شد. ناکارآ مدی مفرط رهبری وعدم پاسخگویی آنها به نیاز های مبرم جنبش سیاسی باعث اضمحلال ومتلاشی شدن آنها شد .
    نتیجه ی مهم این فرو پاشی موجب باز گشت بسیاری ازآنها به میان مردم وتوجه دقیق تربه خواسته های ملموس ومبرم شان، این بار درفراق وفارغ ازبازدارندگی های سازمانی گردید .
    اکنون دیگر دربین مردم عینک»حقیقت ففط نزد من است»درمیان نبودو منعی جدی درراه گفتگو برای اتحاد عمل میان سلطنت طلب با کمونیست یا چپ دمکرات با مشروطه طلب درعرصه ی زندگی واقعی سیاسی نبود ./این باردیگربحث از اهداف دوردست آرمانی زیبا با پلمیک های روشنفکرمآبانه (نظیر:..»هم اینک سوسیالیسم «..هم اینک «دمکراسی خلقی وشورایی»…و»اتحاد عمل» و»وحدت عمل» فقط برپایه ی «برنامه حداقل وحداکثر» ووو…….)در میان نبود.
    واقعیات تلخ و سهمگین به چهره ودرون اندیشه ها وانگاره های فسیل شده سیلی میزد.
    شکست تلاش ها وناامیدی ممتد در ارائه ی یک آلترناتیو خارج ازرژیم وفقدان حضور آن در صحنه ی سیاسی ناگزیرموجب گشت تا نگاه های هدفمند سیاسی برتضادهای درون حاکمیت وناگزیری ازاستفاده ی تاکتیکی ازبروز بحرانهای موسمی به سود تعمیق جنبش مردم متمرکز گردد .( اصلی که پیش از این مغفول مانده ودر نقشه ی استراتژیک وآرایش نیروهای موجود درآن/تحت عنوان «جنگ گرگها «جایگاه جدی را بخود اختصاص نداده بود).
    اکنون تجربه ی 2و22خرداد( برخلاف نظریات فرسوده ی حاکم در گذشته ی سیاسی ) درعمل به ما آموخت که تحت شرایط خاصی از بروز بحران و تضاد دردرون حاکمیت ، وقوع ستیزی آشتی نا پذیر که منجربه خروج بخشی عمده از حاکمیت به سود وسوی جنبش گردد ،امکان پذیراست. ونمی توان ونباید با بی اهمیتی وعبورناآگاهانه از کنار این مهم ، تن به انفعال وبی عملی سیاسی داد.
    همچنان که «تحریمیون «بانگاه تنزه طلبانه وسکتاریستی به اوضاع می نگریستند و تحت شعارهای ( /جنگ گرگها../نمایش انتخابات… /انتصابات../و»نبود شرایط آزاد برای ورود به انتخابات» – گوئیا شرکت فقط در شرایط آزاد هنری بس بزرگ است ؟؟؟؟- / وانتخابات گورستانی.ووو…..) به یکباره با تسونامی 22خرداد وجنبش سبز ناشی ازآن مواجه گشتند و باردیگر پیشانی شان به پا شویه خورد. برخی که هنوز خروج بخشی عمده ای از گردونه ی حا کمیت را به راحتی هضم نمی کردند و نمی کنند وحاضربه نقد جدی وبی رحمانه ازدیدگاه های غلط تاکتیکی واستراتژی فرسوده ی خود نیستند ودرصدداصلاح آن برنمی آیند.
    ناباورانه ومنفعلانه نظاره گرچگونگی حوادث اند تا شاید «شرایط آزاد «(؟؟)فراهم گردد.
    این جمود فکری که معتقدست ///همه ی دمکرات ها از بدو تولد آزادیخواه ودمکرات متولد میشوند/// به احتمال وامکان فرارویی متکاملانه ی شخصیت های فکری وتغییرپتانسیل ها –تحت شرایط معین باورندارند- ونه تنها امکان تحول فکری وفرارویی سیاسی اصلاح طلبان دیروز رابه اصلاح طلب رادیکال امروزدرخارج حاکمیت رانمی پذیرند که اتحاد عمل باآنهارا درجنبش کنونی گناهی نا بخشودنی میدانند.با این تنزه طلبی وخالص خواهی ست که باورعملی به پلورالیسم سیاسی ازدستور کار آنها خارج می شود.

    تظاهرات عظیم مردم (بدون تابلوی گرایش سیاسی) درداخل وخاج ازکشور، بوضوح با نشان ازعزمی متحدانه ی پلورالیستی حول محورآزادیخواهی وضد دیکتاتوری وبه بهانه ی تقلب درانتخابات داشت که فارغ از پراکندگی سنتی درراس هرم سیاسی اپوزیسیون خودنمایی کرد.

  3. قسمت دوم:
    بی شک 22خرداد وفروزش جنبش سبزناشی ازآن برای اهل عبرت و آموزش پذیران تاریخ سیاسی ایران درس های مهم وتعیین کننده ای دربرداشت که برجسته ترین آنها دراین مقال اجرا وانجام رفراندومی دو سویه بود که درآن اکثریت عظیم مردم دو » نه » بزرگ به حاکمیت ازیکسو وبه کارنامه ی سیاسی اپوزیسیون پراکنده طلب دادند .
    قاطبه ی مردم ایران با خواست وعمل متحدانه به وضوح بیزاری خویش راازپراکندگی در صفوف ملی علیرغم وجودسیاست سکتاریستی وغیرهمگرایانه رهبران اپوزیسیون به منصه ی ظهوررساندند وثابت نمودند که «اتحاد عمل «بر پایه ی منافع ملی وآزادی (بدون انگ هژمونیک)نه تنها ممکن است که بایدوخواست مبرم آنهاست .
    پیشنهاد تشکیل (شورای متحد سخنگویان جنبش سبزملت ایران ) در خارج از کشور نه تنها می تواند آغازگشایش دریچه ای بسوی اتحاد عمل های کوچک باشد بلکه میتواند فرارویی آن برای رسیدن به اهداف استراتژیک مد نظر قرار بگیرد. لیکن اکنون به عنوان یک نیاز مبرم باید در دفاع متمرکز سازمانی ورسمی از منافع آنی جنبش سبزعاجلا در دستور کار قرار بگیرد.
    دفاع غیرمتمرکز وغیرمتشکل ازجنبش سبز در خارج از کشور که تاکنون با اتوریته ی فردی و بصورت توضیحات رایزنانه به هدف جلب حمایت بین المللی جریان داشته -اگرچه ارزشمند – لیکن اکتفا بدان تا همین حد، بس ناکافی وکم تاثیر،بلکه زیان بارنیز خواهدبود ومیتواندصرفا بازتاب دهنده ی دیدگاه شخصی افراد باشد ونه بیانگرکل نظرات ومنافع جنبش ملت ایران .
    درصورت تشکیل ورسمیت یافتن این شورا با ترکیبی پلورال –» بدون رهبر»- کلیه ی چهره های درون آن عملا ورسما( نه نمایندگان حزبی خود) که عضوی از مدافعان وسخنگویان کل جنش سبزمحسوب میشوند.
    بدینوسیله برای نخستین بارتحقق اتحاد عمل در» بالا» انعکاسی است منطقی برای پاسخ مثبت دادن به اتحادعمل مردم که رفع بلا تکلیفی دراتخاذ موضع سیاسی توسط دول خارجی حاصل وسهل تر میگردد درغیر اینصورت سیاستهای حمایتی بین المللی بطور ناگزیر بصورت کم دامنه وکم تاثیر وشناور از حقوق پایه ای شهروندی وانسانی جنبش تنزل میکند.
    درنبود این گونه تشکل ها در خارج ،بحران «قبول یا رد» به رسمیت شناختن دولت کودتایی بویژه تحت تاثیرنیاز به» قطعیت بخشیدن به موضوع هسته ای» آنچنان بالا میگیرد که جنبش را در خطر دور زدن قرار می دهد. بویژه آنکه حکومت کودتایی بشرط قبول به رسمیت شناخته شدن وادامه ی بقا، در مقابل جنبش، حاضر به پذیرش سازش های اشتهاآوربا جهان غرب خواهد شد.
    درشرایط حاد کنونی هیچکس بهتروبیشترازجهان غرب، واقف به درماندگی فزاینده ی رژیم، جهت بقا وآمادگی او برای پرداخت هزینه ها ی سنگین وسازش های گزاف باغرب نیست.
    این نکته ی مهم را نباید از نظر دور داشت که حتی در صورت اعتلای جنبش مردم وتوفیق درتشکیل «شورای سخنگویان جنبش سبز ملت ایران «وتقویت اتوریته وقدرت آن ،هنوزنمی توان با اطمینان قوی پذیرفت که دنیای غرب براحتی خود را از خوردن این لقمه آماده وملتمس محروم سازد.
    متاسفانه جنبش سبزما اکنون درعرصه ی کارزارداخلی درموضع ناپایدار تدافعی باخصلت اعتراضی قرار دارد وباکمی تردید میتوان دید که ادامه ی این وضعیت (ودر صورت تغییر نیافتن تاکتیک ها واتحادعمل فراگیر) توازن قوا بسود حاکمیت بهم خواهد خورد.
    تنها درپرتواتخاذ وپیشبرد تاکتیک های تهاجمی وتلاش قوی برای سراسری نمودن آنها درداخل وایجاد تشکلی متحد وپلورال، بعنوان سخنگویان رسمی جنبش سبزدرخارج میتوان بااطمینان بیشتری امیدواربود که کفه ی توازن قوا در تمامی عرصه ها بسود جنبش سبزملت ایران تغییر یافته وآنرا یک گام اساسی وبزرگ بسوی پیروزی به پیش ببرد .

    همچنان وقت تنگ است….. همتی باید….

    • reza
    • 7 ژوئیه 2009

    دوست عزیز اگر هدفمون از اول راه فقط یک دورنمای تار باشه فقط بهونه ی فتنه به دشمنهای خونخوارمون میدیم ! چه بهتر که مصمم باشیم پس این تصمیم ما یک هدف میخواد ، زور که برداریم حرف حق خودش رو میشونه ، برای قویتر بودن باید هم صدا باشیم جدای از هر شعاری !
    به امید دیدار در حماسه 18 تیر در کنار شما…

    • مهربد
    • 11 ژوئیه 2009

    دوست عزیز سو تفاهم شده وقتی سازگارا میگه حکومت کودتاچی را باید بکشیم پایین منظورش این نیست که دوباره کودتا بشه منظورش اینه که احمدی نژاد کنار بره ودوباره یک انتخابات سالم برگزار بشه

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: