Posts Tagged ‘ هفت تیر ’

دیروز خدا هفت تیر بود

گزارشی از میدان هفت تیر
ساعت 11 تو ایستگاه خمینی بودم جوونهایی که اونجا بودن فقط یک مقصد داشتن هفت تیر
بعضی ها با تلفن به دوستانشون که توی میدون هفت تیر بودن زنگ میزدن تا ببینن اوضاع چطوره.
مادری چهل پنجاه ساله بهمراه پسرش جلوی من بودن مادر به پسرش نگاه میکرد و بی قرار بود
به ایستگاه هفت تیر رسیدیم بیشتر مردم پیاده شدند و همه لبخند میزدند. و شعارها شروع شد نیروی انتظامی هم نگاه میکرد.
از ایستگاه که خارج میشدیم نیروهای انتظامی و مردم با تعجب به ما نگاه میکردند مردم مثل سیل از ایستگاه بیرون میومدن.
به سمت کریمخان حرکت کردیم و خودمون رو به بقیه مردم رسوندیم
روی پل کریمخان دویست سیصد نفر ایستاده بودند و شعار مرگ بر اسرائیل میدادند
چند وانت که روی آنها بلندگوهای بزرگی نصب شده بود در چهارراه ایستاده بودند مردم هوو میکردند و ماشینها بوق میزدند آنها هم بلندگوهایشان را خاموش کردند
به میدان ولیعصر رسیدیم و به گروه دیگری از طرفداران رژیم برخوردیم گروهی که بالای پل کریمخان بودند نیز به ما رسیده بودند مردم شعار بسیجی واقعی همت بود و باکری سرمیدادند و مردم سعی میکردند درگیری پیش نیاید.
یکی از مزدوران رژیم از داربستهایی آنجا زده بودند بالا رفته بود و پرچم ایران را نشان میداد مردم شعار میدادند مزدور برو گمشو مزدور برو گمشو ،موسوی موسوی پرچم ایران ِ منو پس بگیر
بعد از اون پرچم فلسطین رو بالا برد و مردم یک بادکنک گازی  رو رها کردن و بادکنک بالا و بالاتر رفت همه تشویق میکردن.
شعارها زیاد بود از  منتظری ، صانعی ،کروبی ، موسوی و بهشتی حمایت کردیم
شعارهایی برای آزاد زندانیان سیاسی سردادیم.
بلندگوهایی که مزدوران رژیم آورده بودند در میان شعارهای مردم گم شده بود
تا اینکه یگانهای ویژه ی پیاده وارد کار شدند و قصد داشتند ما را به سمت هفت تیر میدان برگردونن.
آنها جلو می آمدند و ما هم آرام آرام برمیگشتیم بعضی موقعها ما جلو میرفتیم آنها جلو می آمدند.
متاسفانه چند نفر از این نیروها افسارشان رها شد و با باتوم مردم را میزدند که من هم بی نصیب نموندم.
نیروهای جدیدی به یگان ویژه اضافه شد و مردم را دنبال میکردند و مردم هم میدویدند جمعیت در داخل خودش فشرده فشرده تر میشد و راهی برای فرار نبود یگانهای ویژه هم مردم را میزدند کمی عقب رانده شدیم ناگهان متوجه شدیم که یک ابر کوچک بالای سرمان است و باران گرفته مردم شعار میدادند از ظلم این حکومت اشک خدا در اوومد ، از ظلم این حکومت اشک خدا در اوومد فضا تغییر کرده بود ما کمی جلوتر رفتیم و باران کم شده بود دوباره نیروهای یگان ویژه شروع کردن به زدن مردم دوباره باران شدید شد!!! و ما شعار از ظلم این حکومت اشک خدا در اوومد سر میدادیم بعضی ها که خشمگین شده بودند چند مورد سنگ پرانی کردند که مردم گفتند سنگ نیندازیم مردم کفش پرانی میکردند ساعتشان را پرت میکردند.
یکی از درجه داران آنجا آمد و پیگیری میکرد که چه کسانی مردم را زدند.بهرحال
ما به سمت هفت تیر بر میگشتیم روی پل کریمخان جمعیت زیادی بود ماشینهای زیر پل بوق میزدند و ما به سمت هفت تیر باز میگشتیم هفت تیر گروه سبز دیگری بودند که به آنها رسیدیم.
بالای میدان نیروهای خودسر و بسیجی بودند موتوری ها هم داشتند کمی بالاتر از کریمخان جمع میشدند
من خسته بودم و صدایم در نمی آمد به سمت بالای میدان حرکت میکردم نیروهای خودسر وحشی گریشان را آغاز کرده بودند یک نفر را دیدم که چند نفر بسیجی با کابل و زنجیر و چماق داشتند میزدند و یک خودرو پراید هم که فکر کنم بوق میزد توسط این نیروها محاصره شده بود.
یگانهای ویژه به میدان رسیدند
آتش ابتدای خیابان هفت تیر روشن شد و گاز اشک آور زده شد ارتباط مردم  بالای میدان با کسانی که داخل خیابان کریمخان بودند قطع شد
من که در ابتدای خیابان قائم مقام بودم متوجه شدم که چند نفر بسیجی و اطلاعاتی به سمت ما می آیند من و چند نفر دیگر وارد خیابان قائم مقام شدیم و می دویدیم و نمیدانستیم چرا میدویم یک اتوبوس آنجا بود چند نفر میخواستند سوار اتوبوس شوند که یک نفر با فاصله چند متری از من گفت بیا پایین ،اتوبوس در رو ببند من تازه متوجه شدم که این نیروها چقدر به من نزدیک شده اند سرعتم رو بیشتر کردم و بی جان برگشتم خانه.

Advertisements

کروبی ساعت 11 از مسیر میدان هفت تیر به سمت دانشگاه

کروبی اعلام کرد از مسیر هفت تیر به جمع سبزها میپیونده.
مسیر شماره 7: میدان هفتم تیر، خیابان كریم خان، میدان ولی عصر، بلوار كشاورز، دانشگاه تهران